ديدار مهندس مير حسين موسوي با حضرت آيت الله العظمي صانعي
|
در اين ديدار مهندس موسوي ضمن آرزوي سلامتي براي معظم له، به مسائل مختلف کشور و دانشگاه ها پرداختند.
حضرت آيت الله العظمي صانعي نيز فرمودند: من آرزو مي کنم مديران جامعه بتوانند از نيروهاي متعهد و مسؤول که سالها جنگ را اداره کردند و پيشينه و افکارشان براي همگان روشن است بيشتر استفاده کنند و براي رفع برخي نابساماني ها از وجود آنها و مشورت با آنها کوتاهي نکنند.
ايشان همچنين در اين ديدار به مسائل روز دانشگاه ها نيز پرداختند.
|
شانزدهمین جشنواره مستند «هات داکس» کانادا 171 فیلم از 39 کشور را در بخشهای گوناگون خود به نمایش میگذارد.
به
گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» برنامهریزان هات داکس امسال دو مستند
ایرانی را برای حضور در بخش رقابتی بینالمللی جشنواره انتخاب کردهاند که
در کنار 28 مستند دیگر در این بخش به نمایش درمیآیند.
آخرین پرو ساخته رضا حائری درباره خیاط مشهور 80 ساله مقیم شهر قم و تینار
به کارگردانی مهدی منیری درباره یک دامدار نوجوان، نمایندگان ایران در این
دوره جشنواره هات داکس هستند که در بخش «طیف بینالمللی» حضور مییابند.
دیگر بخش بینالمللی جشنواره «ویترین جهانی» است که 34 مستند را به نمایش میگذارد. از فیلمهای این بخش میتوان به شهر مرزها، تماس با خانه، پایان خط، فراموش کردن بابا، سرجیو و کشمیر: سفری به آزادی اشاره کرد.
بخش مسابقه مستندهای کانادایی نیز شاهد رقابت 24 فیلم از آخرین تولیدات مستندسازان این کشور است.
برگزار
کنندگان هات داکس در آخرین روزها یک بخش موضوعی جدید را با عنوان «بیایید
پول درآوریم» به برنامههای جشنواره افزودند که 11 مستند با موضوع مالکیت
و کار را به نمایش میگذارد.
بخش مرور آثار جشنواره امسال به سینمای مستند کره جنوبی اختصاص یافته است، در حالی که این برنامه سال گذشته به ایران اختصاص داشت.
مرور
آثار رون مان مستندساز کانادایی، بزرگداشت و اهدای جایزه افتخاری به
آلانایس ابمساوین و تمرکز بر فیلمهای آرشیو انجمن ملی فیلم کانادا به
مناسبت هفتادمین سال تاسیس آن از دیگر برنامههای شانزدهمین جشنواره هات
داکس است.
همچنین تعدادی از مستندهای تحسین شده سال 2008 در جشنوارههای معتبر در بخش نمایشهای ویژه روی پرده میروند.
شانزدهمین جشنواره مستند هات داکس از 30 آوریل تا 10 می در شهر تورنتو برگزار میشود.

كارگردان: سيد قاسم هاشمی امرئی
متولد: 1361/ شهرری
نويسنده: سيد قاسم هاشمی امرئی
انيماتور: سيد قاسم هاشمی امرئی
تدوين: سيد قاسم هاشمی امرئی
صدا: آرزو قندی
موسيقي: مسعود شعاری
تهيه كننده: سيد قاسم هاشمی امرئی
شهر: تهران
موضوع: فيلم با بهره گيری از نقطه و خطوط مورد استفاده در خوشنويسی اسلامی، تلاش می كند تا فلسفه خلقت براساس آيات قرانی را به تصوير بكشد.
تاریخچه
سینمای ایران، در فیلمهای غیر تخیلی و واقعگرا ریشه دارد و با خلق تصاویری زیبا، به اعتبار جهانی، دست یافته است.
در سال 1900 میلادی، میرزا ابراهیم خان، عكاس باشی دربار مظفرالدین شاه، در نمایشگاه جهانی پاریس، با سینماتوگرافی آشنا شد و در آستانه بلژیك، فیلم گرفت و پس از بازگشت از این سفر شبهاكتشافی، پیش از انقلاب مشروطیت، فیلمهایی از زندگی برداشت كه اسناد مهمی از درون دربار و دارالخلافه تهران، محسوب می شوند.
نخستین گزارشهای خبری در دوره حكومت رضا شاه پهلوی، بر پرده ظاهر شد و در دوره اشغال نیز متفقین در تهران صاحب سینما بودند. برنامههای آموزشی دانشگاه سیراكیوز، در سال 1953 در تهران به راه افتاد كه پی آمد توافقنامه اصل چهار بود و پس از یك دوره یك ساله مطالعه نظری و كار عملی، فارغالتحصیلان، در سازمان سمعی و بصری اداره هنرهای زیبای كشور، استخدام شدند.
در سالهای 1330 نسل جدیدی از فیلمسازان كه به سینمای غیر داستانی، علاقمند شده بودند، در جوار فیلمسازان بخش دولت، به كار پرداختند. از میان آنها میتوان به مصطفی فرزانه، ابراهیم گلستان و فرخغفاری اشاره كرد كه برای شركت نفت فیلم ساختند. گلستان، سازمان فیلم گلستان را تأسیس كرد و فیلمهایی مثل یك آتش، موج و مرجان وخارا، تپههای مارلیك نخستین جوایز بینالمللی از جشنواره های ونیز، پزارو و سانفرانسیسكو، به ارمغان آورد. فروغ فرخزاد هم «خانه سیاه است» را همانجا ساخت. فریدون رهنما نیز تخت جمشید را با سرمایه شخصی ساخت.
در اویل دهه چهل، تعدادی از فارغالتحصیلان سینما از اروپا بازگشتند و به بخش مستندسازی اداره هنرهای زیبا پیوستند. فرید داریوش «گود مقدس» و منوچهر طیاب « ریتم » را ساخت. محمد فاروقی نوه دختری احمدشاه، «طلوع جدی» را را در اصفهان ساخت كه در سال 1944 جایزه از جشنواره كن بدست آورد و كامران شیردل قلعه، ندامتگاه، و تهران پایتخت ایران را ساخت.
خسرو سینایی، كارش را با «آوایی كه عتیقه می شود» ، آغاز كرد.
در سال 1345 ابوالقاسم رضایی و جلال مقدم فیلم «خانه خدا» را ساختند. نخستین فیلم مستند ایرانی كه به صورت گسترده در سراسر كشور به نمایش در آمد و بسیاری از مردم برای اولین بار به سالنهای سینما رفتند تا مراسم حج را ببینند.
بلوط، نخستین فیلم مردمنگاری ایران است كه توسط دكتر نادر افشار نادری در سال 1347 ساخته شد. این شیوه رهیافت علمی، توسط حسین طاهریدوست با فیلم سیاه وسفید «بلوط»، «تار» از فرهاد ورهرام، «آب و آبیاری» محمد رضا مقدسیان و «كشتی كویر» احمد ضابطیجهرمی، ادامه یافت.
تلویزیون ملی ایران، در سال 1345 تأسیس شد، ناصر تقوایی «باد جن» را ساخت، نصیب نصیبی «آناهیت» و پرویز كیمیاوی «یا ضامن آهو» و محمد تهامی نژاد «سینمای ایران به شیوهی تركیبی» ساخت. منوچهر عسگرینسب «پیر سبز چكچكو»، منوچهر طبری «دراویش قارویه»، احمد شاملو «پاوه، شهری از سنگ در دل تپه هی سبز»، كیومرث درمبخش «جرس ( ساربانان كویر ) » و محمدرضا اصلانی فیلم تجربی «جام حسنلو» را ساخت.
منوچهر طیاب در دهه پنجاه فیلمهای معماری را ساخت و حمید سهیلی در دهه 1360 مجموعه معماری ایرانی را برای صدا و سیما تولید كرد. در این دوره، فیلمهایی با شیوهها و دیدگاههای متفاوت ساخته شده، به واقع فیلمهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عرصه تفاوتهاست. وضعیت انقلابی جامعه، مناسبترین شریط را برای تحقیق در احوالات گذشته سرزمین و میراث حكومتها فراهم آورد: مس فلز سیاسی ( علی یعقوبی )، اتل (جمشید زاهدی) خاك تا خاك (منوچهر مشیری) مهاجرت(علی نائینی) كودكواستثمار(محمدرضااصلانی)،كورهپزخانه ( محمدرضا مقدسیان ) نانی از گل (فریده شفیی) خاویار (ابراهیم مختاری) از آن جملهاند. هفت قصه از بلوچستان و خان گزیده ها (ساخته مرتضی آوینی) نیز دارای چنان مضامینی بودند و در جهاد، ساخته شدند.
در سال 1360 صدا و سیما، طرح بحران مسكن را پذیرفت و سه فیلم توسط فریدون جیرانی، ابراهیم مختاری، كیوان كیانی، محمد تهامی نژاد، ساخته شد. در اواسط دهه 1360 و اوایل 1370 رخشان بنیاعتماد تعدادی فیلم اجتماعی، از جمله «تمركز» و «این فیلمها رو به كی نشون میدین؟» را ساخت و در همین سالها، خسرو سینایی، «مرثیه گمشده»، عباس كیارستمی «مشق شب» و محسن مخملباف «سلام سینما» را ساختند.
در شهریور 1359 هواپیماهای عراقی به حریم هوایی ایران تجاوز كردند و شهرهای مرزی ایران، تصرف شد. جنگ، فیلمسازان ما را به سراسر جبهه های گسترده ایران، كشاند و آنها در مدت هشت سال، با سبك ها و نظر گاههای متفاوت و متنوع، فیلم ساختند. هرچند ممكن است همه آنها یكسان مورد توجه قرار نگرفته باشند.
فیلم مستند ایرانی از 1357 به این سوی دستخوش تغییر شده است. دوربین های سبك و قابل حمل، در خدمت سینمای بیواسطه در آمد و نسل جدید زندگی را از دیدگاههایی تازه، مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. تعداد ین آثار، بسیار زیاد و از نظر شكل و موضوع عرصه تفاوت ها و تنوع فرهنگی است.

«مهدي منيري»، «رضا ناجي» و «عليرضا آقاجاني» براي شركت در دومين مراسم سالانه اعطاي جوايز سينمايي آسيا پاسيفيك به «كويزلند» استراليا سفر ميكنند.
به گزارش(ايسنا)، دومين مراسم اعطاي جوايز سينمايي آسيا پاسيفيك در حالي روز يازدهم نوامبر برابر با 21 آبان ماه سال جاري در «كويزلند» استراليا برگزار خواهد شد كه سينماي ايران با چهار نماينده در سه بخش، چشم به دريافت جوايز دوخته است.
امسال بهغير از «بهنام بهزادي» كه براي فيلم «تنها دوبار زندگي ميكني» نامزد بهترين فيلمنامه است، سه نامزد ديگر براي حضور در اين مراسم معتبر به استراليا سفر خواهند كرد.
«بهزادي» مقارن با برگزاري اين مراسم در جشنواره فيلم شيكاگو خواهد بود و بههمين دليل «بهروز هاشميان»، تهيهكننده ايراني مقيم پاريس بهجاي او در اين مراسم حضور خواهد داشت.
«رضا ناجي»، برنده خرس نقرهاي جشنواره فيلم «برلين» نامزد بهترين بازيگر مرد براي فيلم «آواز گنجشكها» است. «عليرضا آقاخاني»، بازيگر فيلم «تنها دوبار زندگي ميكني» ديگر نماينده سينماي ايران در اين بخش است.
«كيم يو سوك» از كرهجنوبي، «سيمون يام» از هنگكنگ و «راجات كاپور» از هند رقيبان اين دو بازيگر ايراني براي دريافت جايزه اين بخش هستند.
«مهدي منيري» نيز به اميد دريافت جايزه بهترين فيلم مستند بلند براي «تينار» در مراسم اعطاي جوايز حضور خواهد يافت. در اين بخش «33 روز از لبنان»، «باران كودكان» از نيوزلند، «63 سال بعد» از كره و «كاناتا تاكوا» از اندونزي حضور دارند.
نامزدهاي منتخب براي دومين دوره جوايز آسيا پاسيفيك از ميان 180 فيلم از 43 كشور انتخاب شدهاند. امسال بيشترين نامزدي جوايز را فيلم «گنجشك» از هنگكنگ ساخته «جاني تو» در اختيار دارد كه در چهار بخش بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلمبرداري و بهترين بازيگر مرد چشم به جوايز دوخته است. پس از آن «سه ميمون» از تركيه ساخته «نوري بيگل سيحان» در سه بخش نامزد است

:: مهدی منیری، برنده تندیس بهترین کارگردانی و بهترین مستند بلند براي فيلم "تینار" ::
جشن مستقل سینمای مستند ایران شامگاه دوشنبه 11 شهریورماه با تقدیر از برگزیدگان و اهدای جایزه بهترین مستند به "تینار" مهدی منیری در مجموعه فرهنگی هنری آسمان برگزار شد.
در این مراسم که اجرای آن بر عهده جمشید گرگین بود، اهالی سینمای مستند خانه سینمای ایران گرد هم آمدند تا برگزیدگان خود را معرفی کنند. امین تارخ دبیر جشن خانه سینما در ابتدای این مراسم تقارن جشن را با روز سینمای مستند به اهالی سینمای مستند ایران تبریک گفت.
وی ادامه داد: سال 1895 برادران لومیر هدیهای تاریخساز را به انسان هدیه کردند. سال 1900 ابراهیمخان عکاسباشی این هدیه را تاریخیتر کرد و باعث شد انسان با چشمی ساخته دست خود رویدادهای واقعی را ببیند. اینگونه بود که موهبت مستند به سینما هدیه داده شد.
این بازیگر سینما افزود: شرافت و نجابت در طول تاریخ از ویژگیهای سینمای مستند بود. سینمای مستند از سینمای داستانی فاصله گرفت زیرا سینمای سرگرمی، قصهپرداز و ستارهپرور نیست. مستند سینمای مستقیم است. دوربین هنرمند مستند واقعیتی را روایت میکند که تابع رویدادهای نمایشی یا روایت یک قصه نیست، بلکه چشم به ارائه منظم رویدادها دوخته است.
تارخ تولید، ارائه و شیوه توزیع مناسب فیلم مستند را آرزوی خانواده مستند سینمای ایران ذکر کرد و گفت: اختصاص سالنهای خاص برای پخش فیلم مستند یک نیاز است و امیدواریم سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز تولید، پخش و نظرسنجی فیلم مستند را بیشتر مد نظر قرار دهد.
دبیر دوازدهمین جشن خانه سینما درباره آمار آثار شرکتکننده در بخش مسابقه سینمای مستند گفت: 232 اثر در قالب 9 هزار دقیقه فیلم به دبیرخانه جشن ارائه شد که از این میان در 17 روز با حضور هفت بازبین 40 اثر به مرحله پایانی راه یافت. در نهایت 17 داور جشن چهار دیپلم افتخار و پنج تندیس جشنواره به برگزیدگان جشن اهدا کردند.
بعد از گزارش دبیر جشن، نوبت به اهدای دیپلم افتخار به آثار برگزیده مستند رسید. در این قسمت با حضور نظامالدین کیایی، همایون پایور و هوشنگ آزادیور دیپلم افتخار بهترین طراحی صحنه، بهترین تدوین و بهترین فیلمبردازی به علی خطیبینیا و محمد صالحی نوروزنژاد، محمدامین کریمی و سیدحسین سیدی پریشان برای فیلم "تینار" اهدا شد.
سپس در بخش بهترین پژوهش تندیس جشن و نشان طلا خانه سینما با حضور محمد تهامینژاد و علی دهباشی به مهرداد زاهدیان برای مستند "میدان بیحصار" رسید. در بخش بهترین کارگردانی فیلم کوتاه مستند نیز روحالله مولوی کارگردان "غریبتر از بهشت" تندیس جشن و نشان طلا را از دستان ابراهیم مختاری و حسین خسروجردی دریافت کرد.
در بخش بهترین کارگردانی فیلم بلند مستند تندیس جشن و نشان طلا با حضور محمدرضا اصلانی و محمدرضا درویشی به مهدی منیری کارگردان مستند "تینار" اهدا شد. ارد عطارپور نیز تندیس جشن و نشان طلا بهترین فیلم کوتاه مستند را برای "میدان بیحصار" برد و جوایز خود را با حضور اکبر عالمی و حسن کیاییان دریافت کرد.
در بخش پایانی اهدای جوایز تندیس جشن و نشان طلا بهترین فیلم بلند مستند سینمای ایران با حضور مرتضی رزاقکریمی و هوشنگ مرادی کرمانی به مهدی منیری تهیهکننده مستند "تینار" اهدا شد.


:: مستند "تینار" مهدی منیری ساخته با 5 نامزدی در صدر ::
نامزدهاي بخشهاي مختلف فيلم مستند، دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران معرفي شدند.
نامزدهاي بهترين فيلم بلند مستند:
- مجتبي ميرطهماسب براي تهيهكنندگي فيلم «بانوي گل سرخ»
- مهدي منيري براي تهيهكنندگي فيلم «تينار»
- ناصر عنصري براي تهيهكنندگي فيلم «درخيابانهاي ناتمام»
- محمدحسن دامنزن براي تهيهكنندگي فيلم «طرقه»
- رسانه رويابين و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي براي تهيهكنندگي فيلم «هفت زن نابينا»
نامزدهاي بهترين كارگرداني فيلم بلند مستند:
- مجتبي ميرطهماسب براي فيلم «بانوي گل سرخ»
- مهدي منيري براي فيلم «تينار»
- پيروز كلانتري براي فيلم «در خيابانهاي ناتمام»
- محمدحسن دامنزن براي فيلم «طرقه»
- محمد شيرواني براي فيلم «444 روز»
نامزدهاي بهترين فيلم كوتاه مستند:
- شهرام درخشان براي تهيهكنندگي فيلم «بر كرانههاي پارس»
- مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و مهدي اسدي براي تهيهكنندگي فيلم «بومهاي سنگي»
- رخساره قائم مقامي براي تهيهكنندگي فيلم «سيانوزه»
- سيد محمود رضوي براي تهيهكنندگي فيلم «شهر فرنگ ملي»
- ارد عطاپور براي تهيهكنندگي «ميدان بيحصار»
نامزدهاي بهترين كارگرداني فيلم كوتاه مستند:
- شهرام درخشان براي فيلم «بر كرانههاي پارس»
- حسن نقاشي براي فيلم «زروان»
- رخساره قائم مقامي براي فيلم «سيانوزه»
- روحاله مولوي براي فيلم «غريبتر از بهشت»
- مهرداد زاهديان براي فيلم «ميدان بيحصار»
نامزدهاي بهترين پژوهش:
- شهرام درخشان براي فيلم «بر كرانههاي پارس»
- مهدي منيري براي فيلم «تينار»
- پيروز كلانتري براي فيلم «در خيابانهاي ناتمام»
- حسن نقاشي براي فيلم «زروان»
- مهرداد زاهديان براي فيلم «ميدان بيحصار»
نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
- علي لقماني براي فيلم «بانوي گل سرخ»
- مهدي گنجي و مهدي اسدي براي فيلم «بومهاي سنگي»
- سيدحسن سيدي پريشان براي فيلم «تينار»
- حسن نقاشي و محمدجعفر باقرينيا براي فيلم «زروان»
- مصطفي خليلي راد براي فيلم «غريبتر از بهشت»
نامزدهاي بهترين تدوين:
- مهدي اسدي براي فيلم «بومهاي سنگي»
- محمد معين كريمالديني براي فيلم «تينار»
- اسماعيل آقابابائيان براي فيلم «شهر فرنگ ملي»
- محمد هدايتي و روحاله مولوي براي فيلم «غريبتر از بهشت»
- وحيد باقرزاده براي فيلم «ميدان بيحصار»
نامزدهاي بهترين صدا:
- جاويد خوشدل و ماني هاشميان براي فيلم «آسمان سياه شب»
- آرش قاسمي براي فيلم «بومهاي سنگي»
- محدصالح نوروزنژاد و علي خطيبينيا براي فيلم «تينار»
- منعم قائدي و حسن نقاشي براي فيلم «زروان»
- آرش اسحاقي براي فيلم «طرقه».
مراسم اهداء تنديسهاي برگزيدگان بخش فيلمهاي مستند ساعت 30/20 روز دوشنبه 11 شهريورماه در مجموعه فرهنگي هنري آسمان برگزار ميشود.
نشان طلایی سینمای ایران به
جمشيد مشایخی، سيف الله داد و بهرام بیضایی
|
:: عكس بالا: تقدير از جمشيد مشايخي با حضور مسعود كيميايي - عكس پايين: داريوش فرهنگ، امين تارخ (دبير جشن) و ناصر تقوايي در تقدير از بهرام بيضايي :: |
مراسم تقدیر از چهار پیشکسوت سینمای ایران؛ جمشید مشایخی، کاظم فریبرزی، بهرام بیضایی و سیفالله داد، شب گذشته با حضور پرشور اهالی سینما در مجموعه فرهنگی هنری آسمان برگزار شد.
در ابتدا امین تارخ دبیر جشن دوازدهم خانه سینما با اشاره به باشکوه بودن جشن گفت: بهرام بیضایی از بدو ورود به سینما حیثیت بخشید و سیفالله داد سینمای ایران را شأن و شخصیت داد. کاظم فریبرزی با خطوط چهر خود هدیه جسم و جان به سینما را معنا کرد و جمشید مشایخی با ورود به سینما شخصیتی دگرگونه به بازی و بازیگری بخشید.
سپس محمدمهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما با اشاره به اینکه هر یک از بزرگانی که در مراسم مورد تجلیل قرار میگیرند از بهترینهای سینما هستند گفت: آئین بزرگداشت عمل نیکویی است و گرچه به منزلت بزرگان چیزی اضافه نمیکند، بلکه پاسخی مثبت به خود ماست که دنبال کمال و تقدیر از برزگان جامعه خود هستیم.
وی افزود: جشن امسال خانه سینما دو ویژگی دارد؛ اول تفکیک بخشهای مختلف در جشنهای مستقل و دوم کمحاشیه بودن که در کمال آرامش کار خود را پیگیری میکند. تقریبا تحریمی صورت نگرفته و بخش عمده فیلمها نیز به نمایش درآمده و داوریها حرفهای بوده است. امسال بناست کمیتهای ویژگیهای مختلف جشن را ارزیابی کند تا اشکالها برای سال آینده رفع شود.
رئیس هیئت مدیره خانه سینما تأکید کرد: بدون جسارت به فیلمهای سینمای ایران و بنا به آنچه تولید شده باید بستری ایجاد شود تا شاهد ارتقای کیفیت باشیم. زیرا این خطری جدی برای سینمای ایران است. البته هر سال شاهد فیلمهایی برجسته نیز هستیم. ولی واقعیت این است که در طول چند سال گذشته ترازی خوب برای کیفیت نداریم که برازنده سینمای ایران باشد.
عسگرپور افزود: ساز و کارهای موجود در حوزه مدیریت سینمای کشور اعم از دولتی و غیردولتی به گونهای است که جوابگوی تولید و عرضه فیلم در زمان حاضر نیست و از ابزار 20 سال گذشته استفاده میکنیم و اصراری برای بهروز شدن آنها نداریم. نتیجه این کمبود سوء فاهمهایی است که در رسانهها شاهد آن هستیم.
مدیر عامل خانه سینما در پایان سخنان خود اظهار داشت: پیامی کوچک به دولت و اعضای آن اعم از پیوسته و غیره دارم مبنی بر اینکه اظهار نظرهای خصوصی و حرفهای خود را در جمعهای خصوصی و حرفهای اعلام کنند و نامههای سرگشاده ندهند. ما خوشحال میشویم یک پالس از دولت مردمی داشته باشیم نه چند پالس.
سپس نوبت به اولین بزرگداشت مراسم و تجلیل از کاظم فریبرزی سازنده دکورهای مجموعههای "سربداران"، "هزاردستان" و "کیف انگلیسی" و فیلمهای "شاید وقتی دیگر"، "کمالالملک" و "جهان پهلوان تختی" رسید. مجید میرفخرایی در این بخش ابراز امیدواری کرد نسل آینده طراحی و ساخت دکور سینما زیر نظر کسانی چون فریبرزی تربیت شوند
این طراح صحنه و لباس سینمای ایران گفت: برای ساخت هر فیلم تاریخی و زماندار اسم استاد فریبرزی در اول فهرست است. باید رشتهای زیر نظر اساتیدی چون فریبرزی در دانشگاه برای تدریس نسل جوان راهاندازی شود. بعد از این سخنان با حضور تارخ و عسگرپور و اهدای تندیس جشن و نشان طلا سینمای ایران از فریبرزی تجلیل به عمل آمد.
تجلیل دوم این جشن برای سیفالله داد سازنده فیلمهای "کانی مانگا" و "بازمانده" و پایهگذار جشن خانه سینما در سال 75 بود. در این بخش سیروس الوند با ذکر خاطراتی از داد گفت: سخت است انسان مدیر هنری و محبوب اهالی سینما نیز باشد. سخت است انسان از ایمان و اسلام صحبت کند و دافعه نداشته و جاذبه داشته باشد.
وی خاطرنشان ساخت: سخت است انسان فیلم جنگی در زمانی که این نوع فیلم طرفدار ندارد بسازد و مورد استقبال قرار گیرد. من آزادی را در دوره مدیریت داد در سینما تجربه کردم و در آن مقطع احساس کردم آزادم و در راه فیلمسازی تشویق میشوم؛ چیزی که متأسفانه در حال حاضر وجود ندارد.
سیدمحمد بهشتی نیز با اشاره به اینکه در روزمرگیهای سینما بسیاری میآیند و میروند گفت: این جریان شبیه نهری است که جریان دارد و ساعتها میتوان به آب آن نگاه کرد. اما وقتی سن بالا میرود به نهر نگاه نمیشود. امواج روی نهر ما را متوقف نمیکند و اگر بیشتر نگاه کنیم شاهد رشد سروهای قدکشیده کنار نهر میشویم. داد برای من یکی از رفیعترین این سروهاست.
با حضور تارخ، عسگرپور و کامران ملکی و اهدای تندیس جشن و نشان طلای سینما از سیفالله داد تجلیل شد. داد ضمن تشکر از محبت اهالی سینما گفت: گاهی برای نشان دادن بزرگی بزرگان کوچکی مثل من را نیز بزرگ نشان میدهند. امیدوارم سینمای ایران نظیر دوره بهشتی در فارابی و انوار که به جایگاهی مهم رسید، جایگاه جهانی خود را که در شأن ملت ایران است بیابد.
در این قسمت از مراسم، حسین پاکدل که اجرای برنامه را بر عهده داشت از محمدرضا دلپاک دعوت کرد تا یادداشتی از اصغر شاهوردی صدابردار برجسته سینمای ایران که بر اثر صانحه رانندگی صدمه دیده بخواند. پخش تصاویری شاهوردی در شرایط نامناسب باعث تأثر حاضران شد و به خواسته مجری همه یک دقیقه ایستادند و شاهوردی را تشویق کردند.
اما بخش بعدی مراسم و تجلیل از جمشید مشایخی بازیگر باسابقه سینما و تئاتر کشور شور و حالی خاص به فضای جشن داد. پخش تصاویر و صحبتهای از حمید سمندریان، مسعود کیمیایی و زندهیاد خسرو شکیبایی درباره شخصیت و بازی جمشید مشایخی مورد استقبال و همچنین تأثر اهالی سینما قرار گرفت.
سپس کیمیایی به دعوت پاکدل روی صحنه حاضر شد و گفت: ابعاد زیادی نیاز است تا درباره مشایخی حرف زد. 24 سال داشتم که دنبال مشایخی به اداره تئاتر رفتم و از وی خواستم در فیلم "قیصر" من بازی کند. آن زمان ایشان با بزرگواری و صبری که داشت با من همکاری و در فیلم من بازی کرد.
علی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر نیز با اشاره به آغاز همکاری خود با مشایخی از سال 1336 گفت: کسانی چون مشایخی و زندهیادان فنیزاده و شکیبایی با تلاش و تجربههایی که در فعالیتهای کارگاهی انجام دادند و با استطاعت و کار شخصی خود توانستند در عرصه بازیگری نمونه مثالزدنی برای هنرمندان دیگر باشند.
در این بخش با حضور محمد سریر، نصیریان و کیمیایی از مشایخی تجلیل به عمل آمد و تندیس جشن و نشان طلا سینمای ایران به وی اهدا شد. مشایخی در میان تشویق مداوم حاضران گفت: اولین کار تئاتر من بازی در نمایش "وظیفه پزشک" نصیریان بود و با "قیصر" کیمیایی در سینما معروف شدم و بازی در "نفرین" ناصر تقوایی و همچنین بزرگان دیگر از افتخارهای من بود.
آخرین تجلیل جشن اختصاص به بهرام بیضایی داشت. تقوایی در این بخش با اشاره به آشنایی خود با بیضایی در سینمایی در آبادان گفت: من دو سال بعد از بیضایی وارد عرصه سینما شدم. آن زمان در حیطه ادبیات مشغول آموختن بودم ولی بهرام یک درامنویس قهار بود. با آثار بیضایی چیزی وارد نمایش ایرانی شد که پیش از آن نبود و آن ورود ساختار به نمایش ایرانی بود.
وی افزود: بیضایی در آثار خود در جستجوی گمشدهای است که به نظر من آن گمشده هویت ماست. بیضایی 10 سال فیلم نساخت و اثری به صحنه نبرد. این چه رفتاری است که ملت ما با هنر و هنرمندان خود دارد... چه چیزی در روشنفکری ملت ایران از دیرباز بوده که آن را نمیپسندند؟ اگر دلتان برای بیضایی میسوزد چرا حرکتی نمی کنید که وی فیلمهای خود را بسازد؟
داریوش فرهنگ نیز در ادامه تصریح کرد: مردی مویسپید، ژرفانگیز، خشمگین همیشه معترض، اسطوره مقاومت در مقابل هر کار تحمیلی و بیخود و اضافی و اسطورهای که به ما یاد داد معنای اسطوره را. درباره بزرگ بودن بیضایی حرف زدن راحت است، ولی اینکه چرا بزرگ است کار بسیار سختی است.
وی افزود: بیضایی روی سه نسل نویسنده، کارگردان، تهیهکننده، بازیگر و فیلمساز تأثیرگذار بوده است. خوشحالم که شاگردش بوده، برایش بازی کرده و در فیلم "باشو غریبه کوچک" دستیارش بودهام. وی با میزانسنهای زیبا، جنگلها، دریاها و شالیزارها و طبیعتی که در فیلمهای خود دارد به ما یاد داد چگونه ببینیم، چگونه بشنویم و چگونه بسازیم.
امین تارخ نیز با اشاره به اولین بازی خود در سینما در فیلم بیضایی گفت: امشب یکی از شبهای بیادماندنی من است و خوشحالم که در خدمت استاد بزرگ خود آقای بیضایی هستم. مهدی هاشمی هم با اشاره به عکس بیضایی در سالن یادآور شد: کاش در این سالها استاد میتوانست کارهایی را که باید انجام میداد تا در شب بزرگداشت خود این تصویر خشمگین نبود و لبخند داشت.
بعد از این سخنان در میان تشویق اهالی سینما بیضایی روی صحنه حاضر شد و تندیس جشن و نشان طلا سینمای ایران را از دستان شاگردان خود دریافت کرد. بیضایی گفت: من از فریبرزی به خاطر همکاری در فیلم "شاید وقتی دیگر" متشکرم. همچنین از داد که بعد از 10 سال در زمان مدیریت وی توانستم فیلم بسازم.
وی ادامه داد: از مشایخی برای بازی در فیلم "میراث" به کارگردانی من، از نصیریان که با نمایش "بلبل سرگشته" که برای اولین بار دیدمش نیز تشکر میکنم. همچنین از تقوایی که در سالن تاریک سینمایی در آبادان وی را دیدم و از تارخ، هاشمی و فرهنگ که به من لطف دارند و از کیمیایی که در اداره تئاتر و زمان تمرین نمایش ناکام "آرش" با وی آشنا شدم تشکر میکنم.
این کارگردان و نویسنده باسابقه سینما و تئاتر ایران خاطرنشان ساخت: زمان به سرعت میگذرد و ما باید آداب زندگی در جهانی را که در آن هستیم بیاموزیم و وقت زیادی نداریم به همه چیز مشکوک باشیم و جلو همه چیز را بگیریم. یکسال پیش وقتی نمایش "افرا" را در مجموعه آسمان تمرین میکردم هوا سرد بود، ولی خوشحالم امروز هوای سالن گرم است.
بیضایی گفت: امشب شاهد بودم درختهای مقابل سالن بریده شده تا ساختمان دیده شود. درختهایی که صدها سال زندگی کردهاند بریده و چیزهایی با عمر یکروزه جایگزین آنها میشود. آنچه ما در زندگی لازم داریم برنامهریزی برای آینده است که متأسفانه ما نداریم و با احساسات زندهایم. امیدوارم آنقدر عمر کنم که شاهد تجلیل و بزرگداشت دیگر بزرگان سینمای ایران باشم.
در میان تشویق باشکوه اهالی سینما جشن تقدیر از چهار هنرمند بزرگ سینمای ایران به پایان رسید. سعید راد، گلاب آدینه، علیرضا زریندست، ناصر چشمآذر و رویا نونهالی از دیگر هنرمندان حاضر در این مراسم بودند که در مجموعه فرهنگی هنری آسمان برگزار شد.

رنگ و نور همواره در قالب بخش هایی اساسی از حیات ما بر روی كره ی خاكی مطرح
بوده اند.یكی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگ ها را می توان در غرهای
لاسكاكس و آلتی مارا مشاهده كرد. در این نمادها نقاشی هایی تزیینی از انواع حیوانات،
زینت بخش دیوارهای داخلی شده است. نقاشان این تصاویر، نقاشی های خود را با دست
ترسیم نموده و با استفاده از ساده ترین رنگ های طبیعی كه در كف غارها در دسترس بود،
همچون سنگ آهن قرمز و زرد، منگنز و گل سیاه، تنوع قابل ملاحظه ای از رنگ ها را در
هنر خود به كار گرفته اند.
بر دیواره ی غارهای لاسكاكس و آلتی مارا ، رگه های درخشانی از بلور های كربنات آهك ،
رنگ سفیدی را برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود كه می توانستند به كمك آن سایه
های محو و عمق میدان های جالب توجهی خلق كنند.
انسان ما قبل تاریخ با مشاهده دگرگونی رنگ های طبیعت، خیلی زود به اهمیت رنگ ها پی
برد، در چرخه ی شبانه روز، به هنگام غروب خورشید، افق قرمز رنگ، پایان فعالیت
روزانه را نشان می داد و نیاز برای فرو رفتن در امنیت غارها را به منظور دور بودن از
خطرات تاریكی - شب سیاه اعلام می كرد. قرمز و سیاه (مشكی!!) نیز همواره به عنوان
رنگ های نمادین حیات و مرگ به شمار می آمدند و نخستین بار انسان های غار نشین از این
دو رنگ برای تزیین گور مردگان خود استفاده می كردند و بعد ها اخلافشان آن ها را جهت
آراستن آثار هنری خویش به كار بردند.
با پیشرفت انسان، كشیدن تصاویر در دوران غارنشینی و تزیین دیوارها، در میان جوامع قبیله
ای جایش را به خود آرایی بر سطح بدن داد. در ابتدا، برای این كار از انواع اشیاء طبیعی
مانند برگ، پر، صدف و رنگ استفاده می كردند. در هر قبیله و اجتماعی تمامی اعضاء سطح
بدنشان را مطابق با طرح به خصوصی رنگ آمیزی می كردند تا موقعیت خاص خود را در
جامعه پیرامونشان نشان دهند.
این گونه رنگ آمیزی ها را معمولاً در زمان های مهمی از حیات فرد یعنی به هنگام آغاز
دوره ی جدیدی از زندگی او (تولد، بلوغ، ازدواج، مرگ) انجام می دادند. رنگ بدن و شیوه
ی خود آرایی، نشان گر هویت و تعلق هر فرد به جامعه ای خاص بود و در عین حال
موقعیت او را در میان سایر اعضا تعیین می كرد و مبین نقش اجتماعی وی بود. رنگ ها و
طریقه های مختلف رنگ آمیزی، به افراد یك قبیله به خصوص یا قبایل دیگر، امكان می داد
تا اشخاص را از یكدیگر تمیز دهند و در نتیجه به مثابه مدل های خاص لباس (درست مانند
لباس های متحد الشكل افراد پلیس، كارمندان، پرستاران، پزشكان و در برخی از مدرسه ها
و دانشكده ها و كالج ها) عمل می كردند.
امروزه، رنگ آمیزی بدن به اشكال مختلفی صورت می گیرد. افراد از انواع رنگ های
آرایشی (معمولاً برای صورت) استفاده می كنند. خانم ها به منظور ایجاد تغییر در قیافه ی
خود، با پر رنگ تر كردن رنگ های طبیعی صورت، چهره شان را می آرایند و بازیگران به
منظور ایجاد مؤثرترین و بهترین تاثیر گذاری حین اجرای نقش، از رنگ های قوی ترین
نورها بهره می گیرند.
مصریان باستان از تركیبی آبی رنگ (كه به احتمال زیاد حاصل آزمایش هایی بوده كه برای
ساخت شیشه انجام میدادند) به عنوان نمادی از حقیقت و كمال استفاده می كردند.
این ویژگی های رنگ آبی، خصوصیت نمادینی بود كه بعدها در تمثال مریم عذرا نیز ظهور
كرد.
در هندوستان عروسك های هندو به مدت 6 روز قبل از مراسم ازدواج، لباس كهنه زرد
رنگی بر تن می كنند تا ارواح پلید را از خود برانند. در مراسم ازدواج نیز عروسك و كاهنی
كه عقد را جاری می سازد، هر دو لباس هایی به رنگ زرد می پوشند، در حالی كه در چین
دختری كه قرار است ازدواج كند لباسی قرمز رنگ در بر می كند، چرا كه قرمز برای چینی
ها نماد زندگی تازه و آینده ای خوب و شاد است. سفید برای پاراتنون های یونانی (به معنای
«باكرگی» و پیكره آتنا اصلی ترین رنگ به شمار می رفته، و هنوز هم رنگی است كه اكثر
عروس های غربی بر تن می كنند (همارد و دوروتی، 1378). ارغوانی، مقدس ترین رنگ
نزد یونانیان و رومیان بوده است. این رنگ را از نوعی صدف حلزونی تهیه و برای آراستن
خدایان و امپراطوران ذخیره می كردند.
چینی ها از دیر باز نقاشانی ورزیده و كار آموز بودند. چنین ثبت شده است كه امپراطوری از
سلسله ی «هان» در 80 سال قبل از میلاد مسیح مجموعا ای از نقاشی هایی را كه گفته می
شود از زیبایی رنگین و با عظمتی برخوردار بودند، در انبارهایی نگهداری می كردند كه
امروزه به آنها موزه می گویند.
در عصر تانك، در سال های 1618-1907 پس از میلاد مسیح نقاشی های دیواری و لوحه
های نقاشی كه با قدرت رنگ آمیزی شده بودند، ترسیم گردیده است. همان زمان سرامیك های
جدیدی با رنگ های زرد، قرمز، سبز و آبی ساخته شده و در سلسله ی «سونگ» ذوق و
سلیقه ی افراد در زمینه ی یرنگ به نحوی خارق العاده پرورده شد، رنگ های تصویری
تنوع بیشتری یافت و جنبه ی واقع گرائی آن نیز افزایش یافت. سرامیك ها با لعاب های
فراوان جدیدی به رنگ هایی نظیر سبز بیدی و مهتابی كه از بی مانندی برخوردار بودند،
آراسته شدند.









